تبليغاتX
همسایه با جهان
شعر و زندگی

نخستین جشنواره سراسری شعر کوتاه

اندیمشک

۲۹ تیر ماه ۱۳۸۸

با حضور شاعران استان خوزستان و کشور

زمان: ۲۹ تیر ساعت ۱۷ عصر

مکان : تالار خورشید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10:50  توسط ارمغان بهداروند   | 

مهران تماس گرفته بود و نمی توانستم صحبت کنم. خواهش کردم که یکی دو ساعت دیگر تماس بگیرم. از شلوغی کار که بیرون زدم یادم آمد که باید با مهران تماس می گرفتم. عذر خواهی کردم و مهران هم مرا به همایش انجمن قصه در روز قلم دعوت کرد. خیلی وقت ها بود که در مجتمع برنامه هنری برگزار نشده بود و بیبش از همه چیز دلم می خواست آن فضا را دوباره تجربه کنم. دوشنبه صبح باید به شوشتر می رفتم و در برنامه رد پای ماه ماه علی بهرامی شرکت می کردم که اتفاقا به لطف دوستانم بسیار شاعرانه و تخصصی از آب در آمده بود و عصر هم به اتفاق سلمان و محسن به مجتمع رفتیم . مهران به استقبالمان آمده بود و از نیامدن مجری که عباس عبادی بود نگران بود. خیلی ها را که نبودند مثل سیاوش سبزی/ زرکی/ دزفولیان فر را دوباره دیدم. تابلوی انجمن قصه نمای صحنه بود و من چقدر دلم برای همه داستان هایی که این روزها خریده بودم و نخوانده بودم تنگ شده بود. دیدن مهران و پورکیانی که مسالمت آمیز به هم نوشابه تعارف می کردند یکی از مهمترین اتفاقات دوشنبه بود. شعرهایی شنیدم که خیسلی وقت بود دلم برایشان تنگ شده بود و از همه بیشتر مهدی متینی راد و احمد حسینی که آتش شعرهایشان روی سوخته هایمان دوباره رژه رفت. مهدي غمگين بود و چقدر پيرتر به چشم مي آمد در اين غمگيني. نوبت من كه رسيد از خاكي كه بر سرمان نشسته بود و لطف شعر و قصه در اين روزها گفتم و شعري در حال و هواي شيراز كه حتما مثل خوزستان نيست خواندم. دقايقي در راهروي مجتمع به گفت وشنود با دوستان سر كرديم و خوشحال بودم كه دوشنبه را با شعر شهيد كرده بوديم. به قول دوستي چه خوب كه امسال هم روز قلم را جشن!!! گرفيتم و پايمان هنوز قلم نشده است... ن و القلم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 8:19  توسط ارمغان بهداروند   |