|
شعر و زندگی
|
مگر قیصر بهانه ای برای این ساعت باشد به کجای دنیا برمی خورد . ما که نخواستیم از قیصر، قیصر بسازیم ...
این هفته از کردان بگیر تا اوباما ... شد بگذار کمی هم در هوای شعر نفس بکشیم
بهترین لحظهها
روزها
سالها را
با تمام جوانی
روی این پلههای بلند و قدیمی
زیر پا میگذارم
بین بیداری و خواب
روبهروی تو در لحظهای بیکران مینشینم...
راستی باز هم میتوانم
بار دیگر از این پلهها
خسته
بالا بیایم
تا تو را لحظهای بی تعارف
روی آن صندلیهای چوبی
با همان خندهی بی تکلف ببینم؟
بهترین لحظهها...
لحظههایی که در حلقهی کوچک ما
قصه از هر که و هر کجای زمین و زمان بود
قصهی عاشقان بود
راستی
روزهای سهشنبه
پایتخت جهان بود!
(از دفتر گلها همه آفتابگردانند)